2
241

اولین بار که بهش فکر کردم یه شب یکشنبه بود حدود ساعت 10 خسته داشتم برمیگشتم خونه,برای شام  تخم مرغ خریده بودم،میخواستم املت درست کنم.اومدم از ماشین  پیاده شم سعی کردم همزمان همه خرید ها رو باهم بردارم که نخاد دوباره تا پارکینگ برگردم یهو کیسه خرید ها پاره شد و همچی ریخت.با خستگی و بیحوصلگی تمام خم شدم تا گوجه های  پخش شده و خرید هارو جمع کنم و برای اولین بار بهش فکر کردم که آیا کار خوبی کردم که از خونه بابام جدا شدم و مستقل شدم یا نه؟اگر پیش اونا بودم نمیخاست فکر شام باشم نمیخواست خرید کنم نمیخاست سرکار برم.اصلا ارزشش رو داره ؟

آخرین باری که به این ارزش داشتن یا نداشتن فکر کردم چند شب پیش بود تازه برگشته بودم خونه سریع دوش گرفته بودم داشتم همزمان برای فردام غذا درست میکردم که کلی مهمون عزیز اومدن پیشم (من عاشق مهمونم).بعد از شام که رفتن وقتی داشتم خونه رو جارو میکشیدم و ظرفا رو میشستم  توی ذهنم فکر میکردم فلان  پروژه به کجا رسید؟فلان موضوع روسرچ کنم بعد تموم شدن کارهای خونه.باگ پروژه رو حل بکنم قبل از خواب.یهو حس کردم چقدر بدنم خسته است چقدر ذهنم خسته است چقدر خودم خسته ام.کل روز رو درگیر بودم بدون اینکه توی اون لحظات متوجه شده باشم.با خودم فکر کردم واقعا اینو میخاستی سحر؟انقدر شلوغی و خستگی رو میخاستی؟راضی هستی اصلا؟؟

جوابشو میخوام اینجا بدم که یادم بمونه :بله خیلی خفنه اینکه هرروز دارم برای هدف هام تلاش میکنم .گاهی خیلی سخت میگذره گاهی همچی باهم فشار میاره بهم.ولی خیلی درکنارش آرامش دارم و بنظرم یکی از بهترین تصمیم های زندگیمو گرفتم .پس هی تویی که الان داری این متن رو میخونی! تلاش کن برای مستقل شدنت برای خودت .صددرصد که آسون نیست برای منم آسون نبود من استارت این خونه رو با یه رخت خواب و یه لپ تاپ و لباسام زدم.چالش هاشم کم نیست ولی خیلی خیلی حس خوبیه وقتی به خونه خودت نگاه میکنی خونه ای که ذره به ذره اونو خودت با سلیقه چیدی و تهیه کردی وقتی هرساعتی که دوس داری پا میشی غذا درست میکنی حتی اگر شده باشه ساعت 3 نصفه شب.نمیخام بگم زندگی با خانواده بده اونم خوبی ها و خوشمزگی های خودشو داره ولی میخوام بگم خونه مستقل داشتن زندگی مستقل داشتن اصلا ترسناک نیست اتفاقا خیلی بامزه اس و بنظرم حتما باید هر کسی تجربه اش بکنه.باعث میشه یه چیزایی تو خودت کشف کنی که تا الان نمیدونی هنوز،یه چیزایی رو تست کنی که هیچوقت بهش فکرم نمیکردی(اینجانب پیاز خورد میکند و در خورشت میریزد)

و در آخر یکی از بهترین توصیه های من بهتون اینکه حتما  مستقل بشین !

 

 

تگ ها :
مستقل شدن
استقلال یک دختر
اسمت
نظرت
#33
خیلی زیبا نوشتی . کاش ما هم بتونیم مستقل بشیم متاسفانه شرایط زندگی خیلی سخته
مریم
چهارشنبه 13 تیر 1403
پاسخ جدید
34#
مسیر سخته قبول دارم واقعا . ولی تلاش و کم نیاوردن آدم هم خیلی مهمه
Admin پاسخ به پیام : 33#
چهارشنبه 13 تیر 1403
پاسخ جدید